بـه : عـبـاس شـيـخـی
ها ... زندگی ام اسير تكرار شده ست
در بـيـن دو ديـوار گـرفتـار شـده ست
اي عـشـق ببين _ ببين تـبـانی كردند
منـصـور دوباره بر سـر دار شده ست .
*********
شب در همه جاری _ سحری نيست كه نيست
زنـدان نـفـس جـای دری نيست كه نيست
بــغــضـی بـه گـلـوگـاه صـدا گـيـر افـتـاد
از بـارش بـاران خبـری نيست كه نيست .
*********
هر چند قديم عشقمان نارس بود
يك حجم غزل برای چشمت بس بود
در خواب غزل برای چشمت گفتيم
بيدار شديم ، هر كسی نا كس بود .
*********
امسال وجودمان زغم لبريز است
انگار مسـير حمله ی چنگيز است
اي عشق بهار زندگی مان پوسيد
امسال تـمـام فصل ها پاييز است .
************
آرش زكمان گذشته _ يعنی برگرد
آينده _ زمان گذشته _ يعنی برگرد
چـيـزی كه نـمانـده تـا سـراپـا آتـش
آب از سـرمان گذشـته يعنی برگرد .
|
+| نوشته شده توسط
مجتبی طلعتی در شنبه هشتم مهر 1385
|